الشيخ عباس القمي
880
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
اى ابو الصمصام ، بگير و بكش پس هشتاد ناقه به همان وصف كه وعده شده بود بيرون آمد . پس حضرت وثيقه را گرفت و پاره كرد . منافقين گفتند : اين نسبت به سحر على عليه السّلام كم است « 1 » . حكايت ديگر : حكايت ابو عبد اللّه محدّث ناصبى است كه ناسزا به جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىگفت . شبى امير المؤمنين عليه السّلام در خواب يك چشم او را كور كرد فايدهاى نكرد باز در گمراهى خود بود چشم ديگرش را آن حضرت كور كرد باز مستبصر نشد آخر الأمر به يك هفته نكشيد كه هلاك شد « 2 » . و در معجزات حضرت امام رضا عليه السّلام گفته : و أعجب از همه آن چيزى است كه مشاهده كرديم ما در زمان خودمان ، و او آن است كه ، انو شيروان مجوسى اصفهانى صاحب منزلت بود نزد خوارزمشاه ، پس او را به عنوان رسالت فرستاد نزد سلطان سنجر « 3 » بن ملكشاه ، و انو شيروان را برص فاحشى بود و مىترسيد كه خدمت سلطان برسد به جهت نفرت طبايع از برص او . پس چون به حضرت رضا عليه السّلام به طوس رسيد كسى با وى گفت كه ، اگر داخل شوى در قبهء اين حضرت و آن جناب را زيارت كنى و تضرّع كنى نزد قبر او و او را شفيع خود كنى نزد خداى تعالى ، اجابت خواهد فرمود و بر طرف مىكند از تو . انو شيروان گفت : من مردى ذمّى مىباشم و شايد خدام مشهد مرا مانع شوند از دخول در حرم آن حضرت . با وى گفتند كه ، تغيير بده لباس خود را و در وقتى داخل شو كه احدى بر حال تو مطلع نشود . انو شيروان چنين كرد و پناه برد به قبر شريف آن حضرت و تضرّع كرد در دعا ، و ابتهال نمود و آن جناب را وسيلهء خود به نزد حق تعالى قرار داد پس چون از حرم مطهّر بيرون شد نظر افكند به دست خويش اثر برص در خود نديد پس رخت خود را كند و در بدن خود تأمل كرد اثر برص نديد پس غش كرد و چون به هوش آمد اسلام آورد و نيكو شد اسلام او و قرار داد از براى قبر ، شبه
--> ( 1 ) . الثاقب فى المناقب ، ص 237 ( 2 ) . درباره او ر . ك : سير اعلام النبلاء ، ج 20 ، ص 322 و 362 ؛ الوافى بالوفيات ، ج 6 ، ص 152 ؛ العبر ، ج 4 ، ص 142 ( 3 ) . در مورد او ر . ك : وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 427 ؛ الوافى بالوفيات ، ج 15 ؛ ص 471 ؛ البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 237